روایت های یک زندگی

در ضمن آدم تنهایی چنینی جاهایی رفتن هم نیستم !

چهارشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۱ ب.ظ
فردا فروش حضوریشونه. من تا دوازده دانشگاهم. باید یکی باشه هماهنگ کنیم بریم خرید. ولی نیست. نمیدونم همسری فردا برنامه ش چیه. بعید میدونم تمایلی برای همراهی داشته باشه. یه جای دیگه هم هست شعر خوانی و اجرای ترانه. نسبتا نزدیکه به ما. این یک مورد رو حتی با همسر هم مطرح نمیکنم چون جوابش مشخصه ! این که میگم من از تنهایی توی تهران اذیتم یعنی همین. چند تا نمایشگاه گذشت و من هچ کدوم رو نرفتم. چون کسی نبود همراهی کنه. و من هربار با این که میدونم بی نتیجه ست ولی اطلاعیه ها رو میذارم توی گروه فامیلی. هعی .. فردا فرصت خوبیه برای خرید. میتونم جنس روسری ها رو از نزدیک لمس کنم. چیزی که توی خرید اینترنتی امکان پذیر نیست. و اگر فردا رو از دست بدم نمی تونم روسری های دلخواهم رو داشته باشم :( کاش مامان بود. کاش دخترعمه که همراه همیشگی من بود الان اینجا بود. شارژ لب تاب داره تموم میشه . برم بزنمش توی شارژ ..

فرداش نوشت ! : دخترخاله جان همراهی کردن خداروشکر و یه روز خوب رو باهم گذروندیم . :)
  • ۹۵/۰۷/۰۷
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۲)

  • هانیه شالباف
  • سلام عزیزدلم...
    ریحانه تو که این‌جا بودی و می‌دونی هیچی نداره...
    پس تهران حتی اگرهم تنهایی ولی تا می‌تونی استفاده کن و لذت ببر...

    من یکی که دارم پیر می‌شم از بی‌امکاناتی :|
    پاسخ:
    سلام هانیه حان
    وقتی جایی باشی که چیزی نیست خب میگی نیست .
    ولی وقتی باشه و نتونی استفاده کنه خیلی سخته !
    دوست دارم یه بار حضوری در مورد این امکاناتی که میگی صحبت کنیم .. قضیه ش مفصله !
  • هانیه شالباف
  • اره حق می‌دم...
    میای اهواز ندا بده, درخدمت باشیم :)
    پاسخ:
    حتما :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">