روایت های یک زندگی

احوالات جمعه ی ما

جمعه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۳۵ ب.ظ

دوست داشتم امروز ناهارمون رو میبردیم بیرون میخوردیم .. پارکی .. فضای سبزی.. با این که بخاطر سرماخوردگیم خیلی حال و حوصله ندارم اما فکر میکنم برای تغییر روحیه و تجدید قوا خوب باشه. خیلی وقته که تفریح دونفره نداشتیم .. اون اوایل تفریح جزو برنامه هامون بود اما مدتیه جای خالیش شدیدا احساس میشه .. منتها در برابر پیشنهاد من همسرجان اینگونه جواب داد که : بیخیال بابا !

چقدر من دارم ضدحال میخورم این روزا .. به قول شاعر : خدا دارد فقط صبر مرا اندازه میگیرد ..

میدونم حتی اگر هم قبول کنه و بریم، چون خودش الان حوصله شو نداره یا سکوت بین مون حاکم میشه یا این که باید زود جمع کنیم برگردیم ! 

در نتیجه میشینیم توی خونه ناهارمون رو میخوریم :))

  • ۹۵/۱۲/۲۰
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">