روایت های یک زندگی

روزهای مادر دختری

پنجشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ب.ظ

مامان جونم شنبه میاد تهران و این تنها دلیل شادی و انرژی این روزهای منه :)

این بار برخلاف همیشه که نمیذاشتم کار کنه، کلی لیست غذا و اینا آماده کردم که تا اینجاست باهم بپزیم :))

صبح زود میرسه. انشاالله یه صبحانه مفصل آماده میکنم و میشینیم منتظر تا برسه :)

هنوز نمیدونم کجاها قراره بریم ولی مطمئنا کنارش خوش میگذره بی نهایت

  • ۹۶/۰۲/۱۴
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۱)

چ حس خوبی دارید الان
خدا حفظشون کنه
پاسخ:
بله همینطوره !

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">