روایت های یک زندگی

خودگردی

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۳۲ ب.ظ

واقعیت این است که من همیشه تنهاگردی هایم را عاشق بودم. حتی الان، و بعد از تاهل. امروز دست خودم را گرفتم، برایش یک لباس خالخالیِ قشنگ خریدم. و یک سطل گلهی کوچک برای اتاق کارش. خانه که رسیدم ساعت از یک گذشته بود. زنگ زدم و برای خودم ساندویچ فلافل سفارش دادم ! و آنقدر چسبید که خدا میداند. این خودتحویل گیری هایم را دوست دارم :)

فکر میکنم ما از اون مامان باباها بشیم که گاهی دونفره میرن بیرون و کیف میکنن. بدون بچه ها. یا من دست دختر/پسرمون رو میگیرم میریم خرید و توی راه آبهویج بستنی میزنیم :)

  • ۹۶/۰۵/۰۸
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۱)

کار درستی میکنی:)
پاسخ:
:)*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">