روایت های یک زندگی

به آخرهفته نزدیک میشویم

چهارشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۲۴ ب.ظ

امان از زبان تیز و بُرنده.

امان از کسایی که با خنده و شوخی تیکه شونو میندازن!

و دل میشکونن.

هرچقدر من محترمانه برخورد میکنم، انگار نه انگار !!

انگار برای احترام به خودم و همسرمم که شده باید یه تصمیمات دیگه ای بگیرم !

+خواهرشوهر شماره یک یه گلدون برامون آورده سبززز :) ده روزی هست اومده خونه مون امیدوارم بتونم مراقبش باشم و حالش خوب بمونه :)

+همسر عزیزم امیدوارم سر حرفت بمونی و جمعه وقت بذاری باهم حرف بزنیم :)) واقعا نیاز دارم به گفتن بعضی حرف ها و تصمیم گیری ها و تجدیدنظرهایی توی زندگی مون. اصلا واجبه هفته ای یکبار این مدل حرف زدن ها. احساس میکنم این زودرنج بودن های اخیرم بخاطر حرف هایی که توی دلم مونده و وقت نگذاشتیم برای مطرح کردن شون. ممنونم که شنونده خوبی هستی :)

  • ۹۶/۱۲/۰۲
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۱)

آره حرف بزنید :)
پاسخ:
ایشالا ایشالا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">