روایت های یک زندگی

کمک!

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۱۷ ب.ظ

دلم میخواد عید "دوتایی" بریم مسافرت..

همونجایی که خودمون میخوایم..

ولی..

میدونم اگر مامان اینا بفهمن دوست دارن همراهی مون کنن..

واقعا نمیدونم چطور بهشون بگم که ناراحت نشن..

دلشون نشکنه..

نه این که با اونا خوش نمیگذره..

ابدا..

زیاد باهم رفتیم مسافرت و به شدت خوش سفرن..

ولی..

نیاز دارم به یه تفریح دونفره..

به ثبت یه خاطره ی زن و شوهری..

به محک زدن خودمون دوتا..

این که مامان و بابا و داداش فقط ما رو دارن و اگر ما نباشیم عیدشون تنهایی میگذره اذیتم میکنه. میدونم که فامیل جای ما رو براشون پر نمیکنن. ولی خب ماهم فقط همین فرصت تعطیلات عید رو داریم برای سفر. راستشو بخواید تاحالا سفر دونفره نرفتیم با ماشین مون و به شدت دوست داریم تجربش کنیم. هرچند همسر با سفر دسته جمعی مشکلی نداره و براش فرقی نمیکنه اما من دونفرشو میخوام :(

آیا کسی راه حلی داره؟

  • ۹۶/۱۲/۲۱
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۸)

به نظرم مشکل فقط شمایی !

چون تنها کسی که دو نفرشو میخواد شمایی ...
پاسخ:
مچکرم واقعا !!
خب این که مشکل نیست.هست؟
همچین مشکل کمی هم نیست !
پاسخ:
قبول ندارم که سفر دونفره خواستن مشکله.
بنظرم کاملا طبیعیه.
این حق رو به من نمیدید؟
البته که حق دارین :)

ان شاءالله به یه راه حل خوبی برسین .
پاسخ:
بازم خداروشکر که به من حق دادین:))
انشاالله
:)) یعنی از نظر قدح کلی خندیدم
عزیزم ریلکس باش...انتظاری نباید از اقایون داشت که احساسات و خواسته های خانوما رو درک کنن.

اگر با مامانت راحت هستی همین حرفا رو بهش بزن و بگو ایشالا تابستون دست جمعی بریم سفر.مطمئنا مامان ها فقط دوست دارند دخترشون توی خوشی باشه.

اگر هم که روت نمیشه مستقیم و راحت بگی.تلفنی صحبت کن و بحث رو بکش به تعطیلات و اینا، بگو به همسر گفتم باهم بریم سفر و اولین خاطراتِ دونفریمون رو داشته باشیم اما باهاش شرط کردم که تابستون هم با هم دست جمعی بریم و اینا.

درهرصورت بنظرم مطرح کردنش اصلا سخت نیست. مطمئن باش مامانت درک میکنه
پاسخ:
آره میبینی توروخدا :)) اصلا بعضی چیزارو نباید با آقایون مطرح کرد.
این وعده ی سفر دسته جمعی که گفتی چیز خوبیه! بهش فکر میکنم..
ممنون بابت کمکت :)
بنظرم به مامانت بگی قطعا درکت میکنه بنت الهدی:)می تونی اصلا یه جوری بحث رو بکشی رو اولین مسافرت دو نفره ی مامان بابات(یا سفر دو نفره ی دوستات با همسراشون)و بگی چقدر دلت میخواد هرچی زودتر همچین چیزی رو تجربه کنی..اینجوری فک کنم درکت کنن:)
در هر حال امیدوارم شرایطش جور شه که یه تعطیلات زن و شوهری رو تجربه کنی:))
پاسخ:
عجب ترفندی :))
آره میدونم درک میکنه..
ایشالا..دعاکن هرچی صلاحه پیش بیاد
فقط کامنت اول :))


شرایط سختیه میدونم! اما تا وقتی نرفتی رنج بردن از این ماجرا هست. یعنی برای من که اینطوره. اما خوب که راهی شدی دیگه بعد از یه ربع که دلت سوخت و احساس کردی کاش تنهاشون نمیذاشتم، بعد خوب میشی و خوش میگذره. خب تا اون یه ربع بعد از راهی شدن تحمل کن مشکلات رو! تو میتونی :)
پاسخ:
یعنی پوکوند منو ها!
آره دقیقا تا انجام نشده عذابه..بعدش خوب میشه..در مقیاس کوچیکتر تجربش کردم.
  • یک دختر شیعه
  • فک کنم این یکی از مشکللتی هستش که خیلی از زوج های جوون باهاش سروکله می‌زنند و تو رو دربایستی گیر می کنند: )
    به نظرم میشه بدون سرو صدا ی قبل مقدماتشو بچینید و بعد روزی که می خواستید برید زنگ بزنید بگید مامان ما امروز راه افتادیم به طرف شهر فلان و...اینا: )ی جورایی تو عمل انجام شده قرارشون بدی:d
    پاسخ:
    شاید..البته خب اونا هم حق دارن..فقط ما رو دارن دیگه..مثلا مادرشوهرم که پنج تا دختر داره، یکی دوتاشون نباشون طوری نمیشه..اما تک دختر که باشی همینه:) هی میگم زیاد بچه بیارین گوش نمیدین دیگه :))
    یعنی عاشق راه حلتم :))))  انصافا دخترم با خودم این کارو بکنه ناراحت میشم ازش :)))
    فکر نکنم دلشون بشکنه. توضیح بدی با لبخند و آروم قطعاً درک می‌کنن. :)
    پاسخ:
    بشکنه هم به روشون نمیارن که..اینقدر ماهن :) ولی خب ممکنه تو دلشون بگن کاش به ماهم یه تعارفی میزدن باهم میرفتیم.
    حتما همینطوره:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">