روایت های یک زندگی

ناتمام

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۳۷ ق.ظ

همه چی تموم شده..خیلی سال پیش..ولی هنوزم فکر میکنم اگه اونجور میشد چی میشد..هنوزم از دیدن بعضی آدما اکراه دارم..هنوزم نمیخوام بعضی حرفا رو بشنوم..هنوزم بعضی وقتا میرم به اون روزا.. چه خوب که گذشت..و چه خوب که اینطور گذشت.

بعضی اتفاقا هیچ وقت تموم نمیشن..

بعضی خاطره ها فراموش نمیشن..

بعضی فکرها دیوانه ات میکنن..

  • ۹۶/۱۲/۲۷
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۲)

  • ساجده رستمی
  • چقدر خوب که یه سری چیزا ، یه سری ادما ، یه سری زمانا میگذرن و تموم میشن!
    خاصیت زمان گذشتنشه!
    ولی قبول دارم یه سری اتفاقات میگذرن ولی فراموش، نه، نمیشن.
    شاد و سرزنده باشی
    پاسخ:
    خیلی خوبه که زمان متوقف نمیشه..
    ممنونم :)

  • یک دختر شیعه
  • وای اره...
     کاش ی دکمه ی ریست بود میزدی همه چیز از نو شروع می شد همه ی گذشته هات پاک میشد...کاش...
    😔
    پاسخ:
    ساختن گذشته هم به این راحتیا نیست..

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">