روایت های یک زندگی

۱۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

صد و 5

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۵۴ ب.ظ

دیگه حتی دومین دکتر هم تاکید کرد برای فرزندآوری !

کار از گفتن خانواده ها و فامیل و .. گذشته.

+فکر میکنم یکی از اونایی که از فهمیدن خبر بارداری من بی نهایت خوشحال میشن، خواهرشوهرا هستن. بالاخره قراره برای اولین بار عمه بشن دیگه :)

هرچند اطرافیان کلا ذوق میکنن از این پدیده و به شدت استقبال میکنن. بله ما ازوناشیم :))

+خدایا میشه شرایطش رو برامون جور کنی؟اگه میشه!

  • بنتُ الهدی

صد و چهار

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۳۴ ب.ظ

دل رو زدم به دریا

و خودم رو آماده کردم برای ابراز هر واکنشی از طرف همسر نسبت به این تغییر ظاهری بزرگ !

بدون اطلاع و با اجازه ی خودش این کار رو کردم

در این حد که وقتی وارد خونه شد من رو یه لحظه نشناخت و فکر کرد اشتباهی اومده :))

ولی واکنشش مثبت بود ^_^ و استقبال کرد

سعی میکنم به این فکر نکنم که داره تظاهر میکنه یا تو دلش چی میگه :))

ولی خوشحالم که ناراضی نیست

+امروز برای اولین بار توی فامیل دوقلو دار شدیم :) دو تا گل دختر.

  • بنتُ الهدی

صد و سه

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۵۴ ب.ظ

حتی فکرش هم بهم استرس میده :(

با این که با نهایت علاقه انتخابش کردم

شاید اون مسائل حاشیه ای نگرانم میکنن

شاید توکلم پایینه

شاید دوست ندارم از انتخابم انصراف بدم

حتی اگر شرایط پذیرفتنش نباشه !

+خدایا خودت کمک کن..

  • بنتُ الهدی

صد و دو

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۴۰ ب.ظ

دروغ صد روزه، تحریمی که ما برداشته شدنش را حس نکردیم، امضای یواشکی سند2030که حقیقتا خیانت به کشور است،سکوت در برابر ریزگردهای خوزستان،گرانی روزانه، وضعیت اشتغال کشور،تعطیل شدن کارخانه های ایرانی، قاچاق توسط دختر وزیر، حقوق های نجومی،برجام بی سرانجام،کافی نیست؟ چهار سال دروغ و وعده شنیدن بس نیست؟

طرفدارانش حرف از نبود آزادی میزنند، همان هایی که هرطور دلشان میخواهد توی خیابان ظاهر میشوند..اینجا ایران است. اینجا مملکت اسلامی ست. اگر قبول ندارید، اگر آزادی ندارید بروید خارج از کشور. کسی جلویتان را نگرفته !

طرفدارانش بیایند بگویند..10تا دلیل بیاورند برای انتخاب شان.

عزت ایرانی را بازمیگردانید؟ خنده دار است! لابد همان عزتی که خودتان در این چهارسال بر باد دادید .. 

ما نمیگذاریم این دولت ادامه پیدا کند

امروز اجتماع انقلابیون را در مصلی دیدیم. همه 29اردیبهشت میاییم. با هر رای و عقیده ای. نتیجه را می سپاریم به خدا. خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر این که خودشان بخواهند. ما با تمام توان ایستاده ایم ..

+دلم پر است..

  • بنتُ الهدی

صد و یک

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۳۴ ب.ظ

توی ذهن خودم یه تصمیمی گرفتم، تمام جوانب رو هم بررسی کردم و دارم براش برنامه ریزی میکنم !

بدون این که با همسر مطرح کنم :))

منتظر یه فرصتم تا سر صحبت رو باز کنم.

چرا همه ی تصمیمات بزرگ زندگی ما به هم گره خورده و وابسته ست؟ :|

احساس میکنم اگر برای بعضی اتفاقات برنامه ریزی نکنیم، زمان مناسب رو از دست میدیم و بعدها افسوس خواهیم خورد ! حتی همین الان هم شاید دیر باشه.

  • بنتُ الهدی

همه چی آرومه -_-

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۲۲ ب.ظ

یکی از سخت ترین مسائل زندگی مشترک، اون وقتایی که باید بذاری همسرت اشتباه کنه و خودش متوجه اشتباهش بشه تا دیگه تکرارش نکنه.

سخت تر از اون، اینه که نزنی تو سرش که اشتباه کرده و به روش نیاری و نگی تقصیر تو بود که اینطور شد

:|

حتی اگر این وسط خودت ضرر کنی

حالا داستان امروز ماست ! من الان از درون پر از خشمم :)) ولی باید کاملا عادی رفتار کنم در برابر همسر .

ولی این روش انصافا جواب میده. تجربه کردم که میگما

  • بنتُ الهدی

#نه_به_پرزیدنت

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۱۰ ب.ظ

مستند فروشنده رو ببینید

خواهش میکنم !

تا قبل از 29 اردیبهشت

و تا میتونید منتشر کنید

entekhabat29@ این لینک کانال. مستند رو در 9 قسمت گذاشتم.

دیدنش واجبه !


  • بنتُ الهدی

روزهای مادر دختری

پنجشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ب.ظ

مامان جونم شنبه میاد تهران و این تنها دلیل شادی و انرژی این روزهای منه :)

این بار برخلاف همیشه که نمیذاشتم کار کنه، کلی لیست غذا و اینا آماده کردم که تا اینجاست باهم بپزیم :))

صبح زود میرسه. انشاالله یه صبحانه مفصل آماده میکنم و میشینیم منتظر تا برسه :)

هنوز نمیدونم کجاها قراره بریم ولی مطمئنا کنارش خوش میگذره بی نهایت

  • بنتُ الهدی

بی توفیقی

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۵۷ ب.ظ

چقدر خوبه آدم یه آقابزرگ داشته باشه که وقتی مشهدن، بهشون سفارش بده براش نبات و زرشک بیارن از اون فروشگاه همیشگی دوست داشتنی :)

دیروز که جاتون خالی، زرشک پلو با مرغ داشتیم، زرشک هامون تموم شد و آخرشب به خاله گفتم میتونن تا مشهدن برامون بگیرین؟ گفت تا فردا مشهدیم اگر رسیدیم صبح میخریم. امروز صبح آقابزرگ زنگ زدن و گفتن هرچی میخوای بگو من اونجام :)

امام رضا جان .. اینجور قبول نیستا ! ما میخواستیم خودمون بیایم زیارت..خودمون بیایم شهرتون و سوغات ببریم..ایشالا به زودی قسمت مون بشه که دلمون خیلی پر میکشه براتون ..

+دو هفته ای ست ظرف نباتمان خالی ست

و چای میخورم و حسرت خراسان را ..

  • بنتُ الهدی

نود و 6

يكشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۰۸ ب.ظ

به امیدخدا از فردا با یه برنامه ریزی دیگه روزم رو شروع میکنم :)

دیروز با یه دوست عزیز دو ساعت تمام تلفنی حرف زدم و در واقع بحث کردیم ! عجیب چسبید. خیلی وقت بود با کسی اینقدر راحت و صمیمی و دوستانه صحبت نکرده بودم .. جمله ی اول از نتایج حرفامون بود. کسی رو معرفی کرد که امروز فایل های صوتیش رو خریداری کردم با موضوع "نظم" و انشاالله از فردا باید شنیده هامو عملی کنم. انشاالله که موفق باشم و مفید باشه برام.

گفتگو با دوستام، علی الخصوص متاهل هاشون، خیلی خیلی بهم انرژی میده. به اشتراک گذاشتن تجربیات متاهلی خیلی شیرینه .. دقت کنید تجربیات !! نه حرف های خاله زنکی :)) از ته دل خوشحالم برای دوستم که بعد ازدواج به این نتیجه رسیده که مطالب دینی، کامل ترین و مطمئن ترین مطالب هستن. از مجردیش میشناختمش و خیلی خوشحال شدم وقتی گفت خیلی راضیم که توی این سن ازدواج کردم. با تموم مشکلاتی که داشتن و دارن و خیلی بیشتر از من سختی کشیده تا الان. تنها دوست متاهل منه که اینقدر باهم اشتراک عقیده داریم و حرف همو خوووب میفهمیم. خدا حفظش کنه برام :))

بلاخره موفق شدم با دخترخاله تماس بگیرم و یه دل سیییر حرف بزنیم. چقده خوبه این خالی شدن ها :)

  • بنتُ الهدی