روایت های یک زندگی

۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

بروید باهم بسازید

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۵۲ ب.ظ

چقدر این مدت خبر جدایی شنیدم :((

چقدر حالم گرفته ست..

چقدر ناراحت شدم برای بچه هایی که توی کلانتری با گریه و زاری تحویل پدر یا مادر داده میشن..

چقدر به آینده ی تلخ شون فکر کردم..

توروخدا با "شناخت" انتخاب کنید.

نذارید مشکلات اینقدر رشد کنن.

و فکر نکنید بچه حلّال مشکلاته!

طلاق رو آخرین راه بدونید.

سخت معتقدم اگر زن و شوهر همدیگه رو بخوان، هیچ کس نمیتونه زندگی شون رو بهم بزنه.

ماها یاد نگرفتیم برای زندگی مون بجنگیم.

برای نگه داشتن همدیگه زحمت بکشیم.

زود خسته میشیم.

می بازیم.

ول میکنیم..

بجای این که بریم زندگی کردن رو "یاد" بگیریم،

بریم مشاور،

جدا میشیم.

حالم خیلی بده..

از ته دل دعا میکنم زندگی هیچ زوجی از هم نپاشه..

 دعا میکنم خبرهایی که شنیدم دروغ باشه..

  • بنتُ الهدی

کوآلای کی بودی تو؟

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۵۴ ب.ظ

صبح ها حوالی یازده میرم خونه دخترخاله جان

تا نزدیکای2

کمکش دوقلوهاشو میگیرم

و اون کاراشو میکنه.

دوتا دخترِ کاملا متفاوت

هم از نظر ظاهر

هم اخلاق.

یه پسر 6ساله هم داره :)

عاشق حلما ام :)

تا میرم بال بال میزنه

عین کوآلا میچسبه بهم ^-^

و دیگه نمیاد پایین :/

واقعا خداقوت به مامان ها.

چقدر حوصله دارن !

و چقدر خسته میشن از نظر جسمی.

مثلا میرم بخوابونم فسقلی هارو!

تا حالا که موفق نبودم :))

+کاش میشد آینده رو دید :| انتظار سخته.

  • بنتُ الهدی

ماه عسل

پنجشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۴۸ ب.ظ

توصیه میکنم

این روز و شب های عزیز

سلسله مباحث استاد پناهیان

با عنوان "تنها مسیر" رو گوش کنید.

از سایت بیان معنوی دانلود کنید.

نگاهتون به زندگی، ازدواج، ادامه تحصیل، مشکلات و .. عوض میشه.

.

دعام کنید که سخت محتاجم.

چقدر این ماه شیرینه..

قشنگه..

رمضان تون مبارک.

  • بنتُ الهدی

اردی بهشت

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۲۹ ب.ظ

تبریک میگم به خودم :)

اولا روز روانشناس رو :)

بعدم برای چاپ داستان کوتاهم توی نشریه دانشگاه :)

این دوتا از خواسته ها و هدف های زندگیم بودن و هستن.

هنوز خیلی راه دارم..

ولی خوشحالم که توی این مسیر هستم و امیدوارم بتونم ادامه بدم.

+امروز فهمیدم گرایش ارشد مورد علاقه ام رو اینجا نداره و تهرانه :(

+از همراه همیشگیم، همسر عزیزم ممنونم با تمام وجود.

  • بنتُ الهدی

خواهرشوهرِ درون

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۴۶ ب.ظ

دیشب رفتیم خونه مامان اینا

و شام مونو بردیم با خودمون

سرسفره داداش دیس رو برداشته میگه به به غذای آبجی پز

:))

داشت درس میخوند

مامان باقلا برشته درست کرده بود

براش توی کاسه جدا کردم بردم بخوره.

تصور کردم بعدها زنش با دیدن این رفتارها چه حسی بهش دست میده :))

  • بنتُ الهدی