روایت های یک زندگی

60 و شش

چهارشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۳۴ ب.ظ

امروز توی مترو مادری رو دیدم که موهای دختر3-4 ساله شو شونه میزد. بگم که چقدر ذوق مرگ شدم از تماشاش ؟ ^_^

هنوزم وقتی پیش مامان باشم میخوابم رو پاش موهامو شونه میزنه :) یا حتما حتما میگم برام ببافه ..

وقتی دخترم 4 ساله شد یه چادر رنگی گل ریز براش میدوزم بزنه سرش :) هروقت که دلش خواست. عکس های بچگیم که با چادر رنگین رو خیلی دوست دارم.

دارم دخترعمه میشم در سن بیست و یک سالگی :)) یه دختردایی قراره اضافه بشه که هنوز نیومده همه ذوقشو داریم ^_^ مامانش که کلا توو رویاس :))

خدایا لطفا یه دختر هم به ما بده ! دو تا هم شدن چه بهتر ! لااقل حسرت بی خواهری توو دل بچه مون نمونه :( 

+کامنت ها رو هم از این به بعد میبندم ! اونقدر مخاطب نداره اینجا و همون معدودها هم کامنت نمیذارن که :))

  • بنتُ الهدی

حوزه دانشجویی

سه شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۲۹ ب.ظ
فکر میکنم یکی از درست ترین تصمیمات زندگیم انتخاب حوزه ی دانشجویی بود. فضایی که شدیدا محتاجش بودم و هرچی میگذره این حس نیاز پررنگ تر میشه. خوشحالم که توی این مسیر قرار گرفتم و واقعا بودن توی این محیط برام لذت بخشه. از اساتید و درس ها گرفته تا دوستای خوب. جالبه که از هشت صبح تا سه و نیم ظهر کلاس داشتن اصلا برام خسته کننده نیست ! همین کلاس ها رو اگر دانشگاه داشتم واقعا قابل تحمل نبود ولی نمیدونم اینجا چی داره که به خانم شین اصرار میکنیم اگر میشه ساعت کلاس تفسیر رو بیشتر کنن ! پای صحبت ترم اخری ها که میشینیم هیچی جز رضایت نمیگن. همه شون از تغییر مسیر زندگی شون حرف میزنن و این خیلی خوبه ! بعضی هاشون به این نتیجه رسیدن که برن حوزه  ی علمیه و اونجا ادامه بدن. شاید هنوز زود باشه برای گفتن این حرف ولی یکی از دلایلی که من حوزه ی دانشجویی رو انتخاب کردم به خاطر این بود که سیستمش یه چیزی بود بین حوزه و دانشگاه. همون چیزی که من میخواستم. یک سری دانشجو که دغدغه ی دین دارن و بعد از دانشجو شدن شون به این نتیجه رسیدن که علم دانشگاهی به تنهایی جوابگو نیست. ناقصه. سردرگم و مبهمه. یه نیرویی فراتر از اون باید به سوال های علم جواب بده و اون چیزی جز دین نیست. خیلی حرف دارم برای گفتن. با این که فقط یک جلسه سر کلاس ها رفتم اما توصیه میکنم حوزه ی دانشجویی رو از دست ندین .. برید ثبت نام کنید و استفاده کنید .. به نظر من یکی از واجباته !
+ حوزه ی دانشجویی یک دوره ی تحصیلی هست برای دانشجوها که علوم دین تدریس میشه با توجه به نیازهای یک دانشجو. مثلا شما نیازی نیست صرف و نحو یاد بگیرید. درس هایی مثل انسان شناسی..تفسیر..احکام و .. که برای دانشجوها کاربردی هستش. یک مصاحبه داره برای ورودی و کلاس ها در دانشگاه برگزار میشه. روزهای پنجشنبه. این که شما با چه نمره ای امتحانات رو قبول بشید مهم نیست. هدف یادگیری و آموزشه. 
سوال دیگه ای بود درخدمتم :)
  • بنتُ الهدی

جوان شهر خمیدن به تو نمی آید ..

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۲۶ ب.ظ

نمیدونم فاطمیه ی امسال چه با دل من کرده ..

که اینقدر غرق غمش شدم .. بیشتر از همه ی سال های قبل ..

غمش برام سنگینه .. دلم روضه میخواد .. اشک ریختن میخواد ..


  • بنتُ الهدی

مسئولیت پذیری

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۰۹ ب.ظ

یاد بگیریم وقتی نمیتونیم وارد دانشگاه بشیم و تحصیلات دانشگاهی داشته باشیم، صرفا بخاطر ادامه ی تحصیل وارد حوزه ی علمیه نشیم. درس دین خوندن مسئولیت داره.

یاد بگیریم وقتی حوزوی شدیم لااقل عفت کلام داشته باشیم ! مردم به حوزه رفته ها جور دیگه ای نگاه میکنن.

یاد بگیریم وقتی پدر یا مادر شدیم مسئول تربیت فرزندمون هستیم. تعدد فرزند به تنهایی مزیت نیست.

یاد بگیریم مسئولیت پذیر بشیم. همین.

  • بنتُ الهدی

حرف های مادر-دختری

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۰۵ ب.ظ

شک داشتم به مامان بگم یا نه .. از صبح که این خبر رو بهم داد به هم ریختم و دعا کردم همه برنامه ریزی هاش بهم بخوره ! زنگ زدم به مامان. آرومم کرد. راه حل داد. با هم مشورت کردیم و چند تا گزینه بهم پیشنهاد داد تا مطرح کنم. عالی بود. اگر خودم تنهایی با این مسئله مواجه میشدم قطعا اشتباه تصمیم میگرفتم و فقط اعصابم خرد میشد ! هرچند هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده، هرچند میدونم باید از بعضی خواسته هام بگذرم، هرچند میدونم همه چی اونجور که من میخوام پیش نمیره، ولی خداروشکر که مامان هست و کمکم میکنه.

خدایا خودت ختم به خیرش کن .. 

  • بنتُ الهدی