روایت های یک زندگی

نی نی طور

سه شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۳۲ ب.ظ

^_^

الان پر از ذوقم

رفتم واسه زینب کوچولوی دوست جان مون پیرهن گرفتم

واای خدا چه لباسای ناازی دیدم ..

ضعف کردم تو هر مغازه :))

ولی چقدر قیمتا بالاست -_-

یه پیرهن شاد صوورتی :)

ایشالا که اندازه ش باشه!

یکی از لذت بخش ترین ها برای من رفتن به فروشگاه های سیسمونی و تماشای لباس های نی نی هاست.

اینقده ملوس و کوچولووو و خوردنی ان که نگو..

برای خودم هم هیچی نخریدم :\

یه ندایی بهم میگه فردا بعد مهمونی بپیچونم برم بازار :))

  • بنتُ الهدی

صد و شش

سه شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۴۵ ب.ظ

پلوماهی امروز مون رو نذر خانم حضرت زهرا(س) پختم و واقعنم خوب شد. دست مامان درد نکنه بابت ماهی ها و باقلاهایی که برامون آورده بود.

آشپزخونه رو مرتب کردم و اومدم پای درس. دلم میخواد بخوابم. بجز فردا صبح، تا پنجشنبه عملا وقتی برای درس خوندن ندارم و از جمعه باید دوباره شروع کنم !

امروز عصر انشاالله قصد دارم برای دختر سه ماهه ی دوستم هدیه بگیرم. فردا برای ناهار با یکی دیگه از دوستای مشترک مون دعوتیم خونه ش. هیچی مدنظرم نیست. برم همین اطراف خودمون ببینم چی گیرم میاد. سه تا گزینه ی خرید برای خودمم دارم که باید یکی شو انتخاب کنم ! هر سه تاشو دوست دارم منتها باید ببینم بودجه م به کدوم نزدیک تره :))


  • بنتُ الهدی

صد و 5

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۵۴ ب.ظ

دیگه حتی دومین دکتر هم تاکید کرد برای فرزندآوری !

کار از گفتن خانواده ها و فامیل و .. گذشته.

+فکر میکنم یکی از اونایی که از فهمیدن خبر بارداری من بی نهایت خوشحال میشن، خواهرشوهرا هستن. بالاخره قراره برای اولین بار عمه بشن دیگه :)

هرچند اطرافیان کلا ذوق میکنن از این پدیده و به شدت استقبال میکنن. بله ما ازوناشیم :))

+خدایا میشه شرایطش رو برامون جور کنی؟اگه میشه!

  • بنتُ الهدی

صد و چهار

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۳۴ ب.ظ

دل رو زدم به دریا

و خودم رو آماده کردم برای ابراز هر واکنشی از طرف همسر نسبت به این تغییر ظاهری بزرگ !

بدون اطلاع و با اجازه ی خودش این کار رو کردم

در این حد که وقتی وارد خونه شد من رو یه لحظه نشناخت و فکر کرد اشتباهی اومده :))

ولی واکنشش مثبت بود ^_^ و استقبال کرد

سعی میکنم به این فکر نکنم که داره تظاهر میکنه یا تو دلش چی میگه :))

ولی خوشحالم که ناراضی نیست

+امروز برای اولین بار توی فامیل دوقلو دار شدیم :) دو تا گل دختر.

  • بنتُ الهدی

صد و سه

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۵۴ ب.ظ

حتی فکرش هم بهم استرس میده :(

با این که با نهایت علاقه انتخابش کردم

شاید اون مسائل حاشیه ای نگرانم میکنن

شاید توکلم پایینه

شاید دوست ندارم از انتخابم انصراف بدم

حتی اگر شرایط پذیرفتنش نباشه !

+خدایا خودت کمک کن..

  • بنتُ الهدی