روایت های یک زندگی

سی و شیش

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۳۳ ق.ظ
+یکی از مواردی که میتونه صبح رو برای من دلچسب کنه اینه که وارد هال شدم بوی غذا پیچیده باشه .. اصن اول صبحی آدم حال میاد .. اونم بوی آبگوشت .. یا قرمه سبزی.
+امروز جمعه ست و هرچی تلاش کردم تا دوازده بخوابم بی فایده بود ! قبل نه پاشدم. روز قبلش هم به همسر گفتم من میخوابم هرررچقدر دلم میخواد بخوابم. بیدارم نکن. نتیجه این شد که نه و نیم اتوماتیک وار بیدار شدم :/ در کل خواب صبح رو دوست ندارم. بیداری بهتره :)
+به امید خدا قراره امروز بریم جمعه بازار ^-^ باورتون میشه تا حالا نرفتم؟ منتها اینقدر تعریف شنیدم که از آقای همسر قول گرفتم این هفته بریم. قراره هدیه روز دخترمو از اونجا انتخاب کنم :)) 
+ذر رابطه با + اول باید بگم یکی از مزیت هایی که این کار داره اینه که ناهار و شام ات آمادست. کافیه شب همه رو قاطی کنی و بذاری تا صبح برای خودش بپزه. صبح بیدار که شدی دیگه دغدغه ی غذا درست کردن نداری و به کارات میرسی. هروقت هم گرسنه شدی غذا آمادست.
+دیشب داشتیم کارتون میدیدیم. لپ تاپ اصلا در موقعیت مناسبی نبود و من گردن درد گرفتم -_- وسطاشم هی خواب میرفتم همسرچند بار صدام زد بی فایده بود :)) خودش که خوابش گرفت خاموش کرد اومد خوابید. یادمون باشه بقیشو ببینیم :))
+پاشم برا گل هامو اب بدم ^-^
  • ۹۵/۰۵/۱۵
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">