روایت های یک زندگی

خوشبختی

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۵۱ ق.ظ

این که دلت برای باهم بودن مون تنگ شده ..

برام خیلی ارزشمنده

خیلی ..

این که میگی دلم برات تنگ شده

و من اون لحظه کپ میکنم !

و خوشحالم که این حس دوطرفه ست ..

این که از حوالی نه و نیم تا حدود یازده چشم به راه اومدنتم ..

این که همه ی کارهام رو کردم، کارای خونه.. کارای شخصی.. و دوست دارم کنارم باشی..

این که به ذوق اومدنت خونه ام همیشه مرتب و تمیزه ..

دوست دارم وقتی میای کیف کنی از تماشای من .. از تماشای زندگی مون..

این که میگی چقدر خوبه آدم میاد خونه غذای خوشمزه آماده باشه بخوره

این که من چقدر ذوق میکنمو میفهمی؟

  • ۹۶/۱۱/۱۸
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۳)

برم یه زنگ بزنم به زنم :) ممنون
پاسخ:
زنگ زدید؟ :))
اشغال بود
پیامک دادم :))
پاسخ:
لابد شارژم نداشتین پیام نرسیده!
نه بابا
رسید :)

جوابشم داد ولی زیرش یه کاری رو هم یادآوری کرد که انجام بدم! :)
پاسخ:
خداروشکر !
خدا خیرتون بده..
نمیدونید چقدر یه تماس یا پیامک میتونه خوشحال کننده باشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">