روایت های یک زندگی

خیال شیرین

چهارشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۴۴ ب.ظ

تلویزیون داره نشون میده پدره و دخترش توی ماشین حرف میزنن

همسر میگه من و دخترم باهم میریم بیرون دوتایی. تو رو نمی بریم!

منم میگم فکر کردی! من و پسرمم باهم دیگه میریم.

+چندسال پیش که مامان سفر بود، با بابا یه شب رفتیم پیتزا خوردیم. اینقدر این خلوت پدر-دختری بهم چسبید که خدا میدونه.. هنوزم یادآوریش ذوق زده م میکنه!

  • ۹۶/۱۲/۰۲
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۱)

:))
این مکالمه برای منم اتفاق افتاده اما من به جاش گفتم:
برای همینه که دختر نمیارم :)))
پاسخ:
شما از ما جلوترین دیگه :))
ایشالا خدا هم به ما هم به شما دخترم بده ^-^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">