روایت های یک زندگی

همسایه

چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۵ ب.ظ

ذوق مرگی یعنی:

خانم همسایه در رو بزنه، با یه سینی توی دستش بگه: ناهار قرمه سبزی درست کردم گفتم شاید بوش بپیچه هوس کنی.

^_^

پریشب فهمیده بود باردارم.

همسایه بغلی مون هستن. یه خانم شاغل با یه دختر نوجوان و یه پسر گوگولی دبستانی. یه وقتایی صدای بلند بلند حرف زدن هاشون و صدای دعواهای خواهر-برادری شون میاد :) راستش هیچ رابطه ای با هم نداشتیم تا حالا! خیلی حرکت مهربانانه ای زد یهویی :))

تصمیم دارم توی کاسه خورش ترشی دست سازم رو بذارم .. اما توی بشقاب برنج شون چی؟ چه قدرم دست پختش شبیه خودمه :) 

  • ۹۷/۰۷/۱۸
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">