روایت های یک زندگی

صد و دوازده

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۴۹ ب.ظ

این تعطیلات را رفته اند خانه ی خواهرش که شهر دیگری ست. عکس بچه هایشان را گذاشته کنار هم که مشغول بازی اند و ذوق از چشم هایشان می بارد. من همیشه دوست داشتم خواهر داشته باشم. هم جنسی به غیر از مادر در خانواده. که آن حرف هایی را که نمیشود به مامان گفت، با خواهر در میان گذاشت. حتی الان. فکر میکردم بزرگتر که شوم، به این آرزوی بچه گانه ام میخندم ! اما نه. من هنوز هم جای خالی خواهر نداشته ام را حس میکنم و از خدا خواسته ام اگر بنابر دختردار شدن ما باشد، لطف کند دوتا، یا بیشترش را نصیب مان کند که لااقل دخترکمان مثل مادرش بی خواهر نباشد. آن وقت من بنشینم و به خواهر دخترم حسادت کنم !

+نمیدانم چنین مطلبی با این موضوع را قبلا اینجا نوشته ام یا نه ! اگر تکراری است ببخشید .

  • ۹۶/۰۳/۱۵
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۳)

  • مهندس بیکار
  • اوهوم!
    آرهههه من خواهر داشتم. برای همین همیشه از خدا میخوام اگر دختر داشتم حتما دوتا باشه با اختلاف سنی کم.
    برای پسرهام هم به همین علت برادر میخواستم با اختلاف سنی کم. :) اما نمیدونم این احساسات در مورد پسرها چقدر صادقه. الحمدلله که پسرهام برادر دارن. بقیه ش دیگه با خداست :)
    خدا قسمتت کنه :)
    پاسخ:
    خب ایشالا خدا دوتا دختر هم بهتون بده با همین شرایط :))
    آره منم بنظرم با اختلاف سنی کم یه جنس باشن بهتره 
    فکر نکنم برای پسرها خیلی مهم باشه! از اونجایی که همسر برادر نداره، ندیدم تا حالا خیلی افسوس بخوره :)) ولی خب اگر داشت شاید خوشحال می بود !
    ایشالا :)
  • سوره کوثر
  • سلام. مادر دخترهای شما نمیتونه سایه محبت یک خواهر رو هم داشته باشه؟ من دیدم که شده ها.

    عاقبت بچه هامون بهشت دنیا و آخرت

    یازهرا س
    پاسخ:
    البته که میتونه و میشه هم :) منتها من حرفم چیز دیگریست ..
    انشاالله
    ممنون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">