روایت های یک زندگی

و رمضانی که گذشت..

شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۰ ق.ظ

کم پیش میاد برای این مسائل اشک بریزم

معمولا اهمیت نمیدم و میگذرم.

اما..

دلم خیلی گرفته..

از دخالت توی زندگی دونفره مون

از نگرانی ها و دلسوزی های بیخودی

از شنیدن یه سری حرف تکراری که فقط اعصابمو بهم میریزن

از منت گذاشتن ها

از کنایه ها 

خسته ام..

این روزا دارم سعی میکنم خونه مون رو غرق عشق کنم..

اجازه ندم هیچکس حال خوب دونفره مون رو خراب کنه..

سعی میکنم یه خونه ی شاد بسازم..

با همه ی موانعی که سر راهمون میگذارن ما راه مون رو پیدا کردیم..

و داریم میریم جلو..

امیدوارم خدا هوامونو داشته باشه..

+عیدتون خیلی مبارک. نماز و روزه هاتون قبول باشه الهی.

  • ۹۷/۰۳/۲۶
  • بنتُ الهدی

نظرات  (۱)

خدا خودش مراقبتون هست
+ بر شما هم :)
پاسخ:
دلمون به همین گرمه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">